دلتنگی

متن مرتبط با «تو را دوست دارم چون نان و نمک» در سایت دلتنگی نوشته شده است

روزهای سخت

  • نیلوبلاگ

    فرياد سكوت من فقط سكوتم را فرياد ميكنم ، همين ‎آنرا كه غمى چون غم ما نيست چه داند ؟ ------- كاندوه دل سوخته را سوخته داند روزهای سخت چه روزهای سختی را می گذرانیم خیلی سخت چه آدمهایی که در ذهنشان بر سر دو راهی زمین گیر شده اند به دنبال تفکرات و باورهایشان بروند ؟ یا مسیر واقعیتها را ؟ برای آدمهایی که سنی از آنها گذشته , انتخاب دشواری ست در هر مسیر ، برهه ی طولانیی از عمرشان هدر رفته انتخاب دشواری ست جلال * جمعه ۱۴۰۱/۰۷/۱۵ * ‎ساعت : 0:50 * پست : 25 ...

    ادامه مطلب
  • روزهای سخت ۲

  • نیلوبلاگ

    فرياد سكوت من فقط سكوتم را فرياد ميكنم ، همين ‎آنرا كه غمى چون غم ما نيست چه داند ؟ ------- كاندوه دل سوخته را سوخته داند روزهای سخت ۲ چند سال قبل در یک مجموعه آموزشی غیرانتفاعی کار میکردم یک دبیر تاریخ همکارمان بود که قریب پنجاه سال تدریس میکرد تحلیلش جالب بود می گفت من بیش از بیست سال از دوران تدریسم را دروغ گفتم یا دوران تدرسم در قبل انقلاب ،یا دوران تدریسم در بعد انقلاب چه بگویم !؟ جلال * جمعه ۱۴۰۱/۰۷/۱۵ * ‎ساعت : 1:1 * پست : 26 1 2 3 4 5 6...

    ادامه مطلب
  • روزهای سخت ۳

  • نیلوبلاگ

    من سالهاست بر سر این دوراهی زمینگیرم جوان بودم که انقلاب شد بماند که چه ها کردم تا بعد از جنگ ، مشکلی نداشتم و شاید چند سالی بعد از آن اما .... چه آرزوهایی که بر باد رفت چه باورهایی که به فنا رفت چه عمرهایی که بیهوده گذشت چه یارانی که غریبانه و خوش باورانه پر کشیدند چه افسوسها که بر دل ماند و من .... همچنان زمینگیرم و سکوت ........ بخوانید...

    ادامه مطلب
  • روزگار غریب

  • نیلوبلاگ

    همه دلخوشی آدمها ، خانواده است ،فامیل است همسایه و همشهری و هموطن ،برای زندگی ، معاشرت ، گفتن و شنیدن و خندیدن برای همنفسی اما .... با غمشان ، با دردشان ، با داغشان ، با ......چکنیم بخوانید...

    ادامه مطلب
  • او هم رفت

  • نیلوبلاگ

    او هم رفت ، در اين غربت بى فرهنگى ، بى هنرى .... صدايمان هم رفت ، فريادمان خاموش شد افسوس افسوس...

    ادامه مطلب
  • چه بگويم

  • نیلوبلاگ

    Your browser does not support the audio tag. چهبگویمنگفتههمپیداست غمایندلمگریکیودوتاست بههممریختهاستگیسویی بههممریخته استمدتهاست یابرگرد ،یاآندلرابرگردان یابنشین ،یااینآت...

    ادامه مطلب
  • خوب شد

  • نیلوبلاگ

    Play Audio Pause راهامشبمیبردسویتمرا میکشددربندگیسویت مرا گاهلیلاگاهمجنونمیکند گرگ ومیشِ چشم آهویت مرا منتورابرشانههایممیکشم یاتومیخوانی به گیسویت مرا زخمهازدراهبرجانمولی ز...

    ادامه مطلب
  • اين روزها ...

  • نیلوبلاگ

    اين روزها و ، اين ماه ها ، اين سالها ... آمدند ، هم آدمها ، هم ايام كارشان را كردند ، دست در دست هم ، هماهنگ گويى كسى هدايتشان مى كند آمدند ، صاحب شدند ، شكستند ، ويران كردند ، و رفتند !!! و من ماندم و بهت و بغض و حسرت و تنهايى و .... روزها و ماه ها و سال هايى كه گذشتند...

    ادامه مطلب
  • براى دلم

  • نیلوبلاگ

    دلم وبلاگ براى کلمه دلم تنگ شده دلم وبلاگ براى کلمه دلم ميسوزد نگاهش هم نميكنم نميدانم ترك برداشته ، شكسته ، يا مُرده ؟ چه فرق ميكند وقتى به كارم نمى آيد ! بغضم را چه كنم ؟ يا خفه ام ميكند ، يا بايد فريادش كنم اما ... بر سرِ كِه ؟ كسى نيست ، چيزى نيست همه بازى اند ، همه دروغند ، دروغ بيچاره من ، بيچاره دلم ، بيچاره بغضم ، بيچاره اشكم...

    ادامه مطلب
  • برای دلم

  • نیلوبلاگ

    این نام وبلاگ من است ، چندین و چند بار نامش را تغییر دادم ، اما ... شد برای دلم ، دل من درون سینه من نیست ، جایی در دوردستها درگیر زندگی خویش است ، فارغ از من برایم مهم نیست ، همه زندگی من دل من است ، من ، بی دل ، بی او ، یعنی هیچ همینکه در جایی دارد نفس میکشد ، برایم یعنی زندگی مهم نیست که مرا می شناسد ؟ مرا می بیند ؟ به من فکر می کند ؟ مگر مهم است ؟ من عاشق اویم ، نه او را می شناسم ، نه او را دیده ام ، نه صدایش را شنیده ام ، نه ... مهم نیست ، او در لحظه لحظه زندگی من ساری و جاری ست ، و این کافیست ، برای زندگی ، برای نفس کشیدن ، من عاشق اویم ، جانم به جانش بسته است ، مگر در این وانفسا بی عشق ، بی او ، میتوان نفس کشید ؟...

    ادامه مطلب
  • تو هم ...

  • نیلوبلاگ

    بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو همبیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم دیدی بهای عشق به جز خون دل نبودآخر شدی شهید در این کربلا تو هم آیینه ای مکدّرم از دست روزگارآهی بکش به یاد من، ای بی وفا تو هم چندی است از تو غافلم ای زندگی ببخشچنگی نمی زنی به دل این روزها تو هم ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ایچون دیگران بخند به غم های ما تو هم تاوان عشق را دل ما هر چه بود دادچشم انتظار باش در این ماجرا تو هم فاضل نظری...

    ادامه مطلب
  • سرای بی کسی

  • نیلوبلاگ

    درین سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پُر ملالِ ما پرنده پَر نمی زندیکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُندکسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زندنشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سواردریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زندگذرگهی ست پُر ستم که اندر او به غیرِ غمیکی صلای آشنا به رهگذر نمی زنددلِ خرابِ من دگر خراب تر نمی شودکه خنجرِ غمت ازین خراب تر نمی زندچه چشمِ پاسخ است ازین دریچه های بسته ات؟برو که هیچ کس ندا به گوشِ کر نمی زندنه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاستاگر نه بر درختِ تر کسی تبر نمی زند هوشنگ ابتهاج...

    ادامه مطلب
  • تو بخند

  • نیلوبلاگ

    چه کسی می داند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی...چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی...پیله ات را بگشا تو به اندازه پروانه شدن زیبایی...از صدای گذر آب چنان فهمیدم تندتر از آب روان عمر گران می گذرد...زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست...آرزویم این است آنقدر سیر بخندی که ندانی غم چیست... سهراب سپهرى...

    ادامه مطلب
  • سکوت

  • نیلوبلاگ

    من سکوت خویش را گم کرده املاجرم در این هیاهو گم شدممن که خود افسانه می پرداختمعاقبت افسانه مردم شدمای سکوت ای مادر فریاد هاساز جانم از تو پر آوازه بودتا در آغوش تو ، راهی داشتمچون شراب کهنه شعرم تازه بوددر پناهت برگ و بار من شکفتتو مرا بردی به شهر یاد هامن ندیدم خوشتر از جادوی توای سکوت ای مادر فریاد هاگم شدم در این هیاهو گم شدمتو کجایی تا بگیری داد منگر سکوت خویش را می داشتمزندگی پر بود از فریاد من فریدون مشیری...

    ادامه مطلب
  • تو را دوست دارم

  • نیلوبلاگ

    من از عهد آدم تو را دوست دارماز آغاز عالم تو را دوست دارم چه شبها من و آسمان تا دم صبحسرودیم نمنم، تو را دوست دارم نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالیمن ای حس مبهم تو را دوست دارم سلامی صمیمیتر از غم ندیدمبه اندازهی غم تو را دوست دارم بیا تا صدا ازدلسنگ خیزدبگوییم با هم: تو را دوست دارم جهان یک دهان شد همآواز با ماتو را دوست دارم، تو را دوست دارم قیصرامین پور ...

    ادامه مطلب
  • مى خواهمت

  • نیلوبلاگ

    می خواهمت چنان که شب خسته خواب رامی جویمت چنان که لب تشنه آب رامحو توام چنان که ستاره به چشم صبحیا شبنم سپیده دمان آفتاب رابی تابم آن چنان که درختان برای بادیا کودکان خفته به گهواره تاب رابایسته ای چنان که تپیدن برای دلیا آن چنان که بال پریدن عقاب راحتی اگر نباشی، می آفرینمتچونان که التهاب بیابان سراب راای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخیبا چون تو پرسشی چه نیازی جواب را قیصر امین پور...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    برای دلم امن یجیب بخوان | برای دلم | برای دلم امن یجیب بخوانید | تو هم با من نبودی | تو همون حس غریبی | تو همانی که دلم لک زده | تو همون عشق آریایی | تو همانی که می اندیشی | تو همونی خشایار آذر | تو هم مثل من بیقراره چشات