چندین و چند بار نامش را تغییر دادم ، اما ...
شد برای دلم ،
دل من درون سینه من نیست ،
جایی در دوردستها درگیر زندگی خویش است ، فارغ از من
برایم مهم نیست ،
همه زندگی من دل من است ،
من ، بی دل ، بی او ، یعنی هیچ
همینکه در جایی دارد نفس میکشد ، برایم یعنی زندگی
مهم نیست که مرا می شناسد ؟ مرا می بیند ؟ به من فکر می کند ؟
مگر مهم است ؟
من عاشق اویم ،
نه او را می شناسم ، نه او را دیده ام ، نه صدایش را شنیده ام ،
نه ...
مهم نیست ،
او در لحظه لحظه زندگی من ساری و جاری ست ،
و این کافیست ،
برای زندگی ، برای نفس کشیدن ،
من عاشق اویم ،
جانم به جانش بسته است ،
مگر در این وانفسا
بی عشق ، بی او ، میتوان نفس کشید ؟
دلتنگی...ما را در سایت دلتنگی دنبال میکنید
برچسب: برای دلم امن یجیب بخوان,برای دلم,برای دلم امن یجیب بخوانید, نویسنده: بازدید: 118