
برايگفتنمنشعرهمبهگلمانده نماندهعمريوصدهاسخن بهدلمانده صداكهمرحمفريادبود،زخممرا بهپيش دردعظيمدلمخجل مانده ازدستعزيزانچهبگويم؟گلهاينيست گرهمگلهايهستدگرحوصلهاينيست سرگر...
ادامه مطلب
دلم وبلاگ براى کلمه دلم تنگ شده دلم وبلاگ براى کلمه دلم ميسوزد نگاهش هم نميكنم نميدانم ترك برداشته ، شكسته ، يا مُرده ؟ چه فرق ميكند وقتى به كارم نمى آيد ! بغضم را چه كنم ؟ يا خفه ام ميكند ، يا بايد فريادش كنم اما ... بر سرِ كِه ؟ كسى نيست ، چيزى نيست همه بازى اند ، همه دروغند ، دروغ بيچاره من ، بيچاره دلم ، بيچاره بغضم ، بيچاره اشكم...
ادامه مطلب
این نام وبلاگ من است ، چندین و چند بار نامش را تغییر دادم ، اما ... شد برای دلم ، دل من درون سینه من نیست ، جایی در دوردستها درگیر زندگی خویش است ، فارغ از من برایم مهم نیست ، همه زندگی من دل من است ، من ، بی دل ، بی او ، یعنی هیچ همینکه در جایی دارد نفس میکشد ، برایم یعنی زندگی مهم نیست که مرا می شناسد ؟ مرا می بیند ؟ به من فکر می کند ؟ مگر مهم است ؟ من عاشق اویم ، نه او را می شناسم ، نه او را دیده ام ، نه صدایش را شنیده ام ، نه ... مهم نیست ، او در لحظه لحظه زندگی من ساری و جاری ست ، و این کافیست ، برای زندگی ، برای نفس کشیدن ، من عاشق اویم ، جانم به جانش بسته است ، مگر در این وانفسا بی عشق ، بی او ، میتوان نفس کشید ؟...
ادامه مطلب
به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لبهایمهر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهرهیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را داردجانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرهاعاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد! فاضل_نظرى...
ادامه مطلب